قلب ساعت هم با باتری کار میکند!
لوسنوشت: فکر کنم یکی از لوسترین و بدیهیترین کاریکلماتورهام باشه:))
قلب ساعت هم با باتری کار میکند!
لوسنوشت: فکر کنم یکی از لوسترین و بدیهیترین کاریکلماتورهام باشه:))
متأسفانه کار در معدن زغالسنگ باعث روسیاهی ست!
دقتنوشت: در هر صورت به شغلی که انتخاب میکنید بیشتر دقت داشته باشید.:))
داغنوشت: فکر کنم داغترین کاریکلماتور بود... رکورد سرعت ثبت رو شکست.:))
مدام میگریست پیرزنی که آبمرواید داشت...
گُل به جرم بودار بودن، دستگیر شد!
مقداری «بود» جهت استفادهی آدمهایی که دچار کمبود! هستند، موجود است.:)
دادنوشت: حداقل به داد این فقرا برسیم.
تصورنوشت: ضمناً! جملهی مذکور رو با تصویر یک کیسه پر از «بود» بخونید.:))
ظاهراً آسمان هم از اول ستاره دار! بوده است.
یکصد و هجده نوشت: به 118 رسیدیم و خاطرات حضور در آنجا تاختی آمد و تاختی رفت...
دلم همون روزایی رو خواست که هیچ تعهدی نداشتم و برخلاف بقیه به قول خودشون تو فضا بودم. بکوب درس میخوندم که دانشگاه قبول بشم و از اونجا بزنم بیرون.
در هر صورت تجربه ای اندوختم در این بین:)
من اندازه عمر جناب نوح تو همه سنب و سوراخی سرک کشیدم و تجربه کسب کردم:))
هنوزم سرم درد میکنه واسه بیرون پریدن و تجربه های کاری جدید، ولی انگار دیگه نمیشه به هزار و دو دلیل.
کتاب بی محتوا، گورستان کلمات است.
1. باغبان هم مدام، دسته گل آب ميدهد!
2.زبان زباننفهم را هيچ مترجمي نميفهمد!
3. آرايشگر، خوب بلدست چطور اين و آن را رنگ كند!
تبريكنوشت: عيدتون مبارك...
گرانفروش، آخرتش را حسابي ارزان فروخت...
شناگر هم خوب بلدست زيرآبي برود...
انديشهنوشت: مواقعي هست كه يه كاريكلماتور به ذهنت ميرسه و با خودت فكر ميكني شايد اين رو يه نفر ديگه هم ساخته باشه...! اين الان يكي از همون مواقع هست. كمااينكه براي ديگران هم اتفاق افتاده...(حالا اگه صاحاب داشت خبر بديد)
درخواستنوشت: پست پايين رو حتما نظر بديد چون نظرتون مهمه، از باب محتواش...
ديالوگ«آوايباران»نوشت: يه جايي ميرسه كه ديگه بزرگ نميشي، پير ميشي. يه جايي ميرسه كه ديگه تكراري نميشي،زيادي ميشي.يه جايي مي رسه كه ديگه خسته نميشي، ميبُري...بقيه ش رو يادم نيست
1. در زمستان، نفس اهالي خانه به نفس بخاري بند است!
2. نفس تنگي بخاري، نفس همه را ميگيرد!
تخليه نوشت:نفس ميكشيم...هرچند به سختي در اين سوز سرماي دي...آنهم اينجا كه نه برفيست و نه حتي باراني كه ببارد بر تن خسته مان...
سامانهخانم!نوشت: هفته هاست مدام وعده ها ميدهد اين سازمان هواشناسي و دريغ كه سامانه هزار وعدهي آنها يكي وفا بكند...
دي نوشت: در همين حوالي ديماه(7/10/89) بود كه بدينجا هبوط كرديم ... و بدينسان گذشت...
آدمهاي شكمو، دلشان از همه چيز، پر است!
1. آدم بي ريشه، افكارش سبز نمي شوند!
2. براي كسي شدن ،هنوز كسي نشده ام...
پي نوشت:در ادامه اتفاقات،اتفاقي با سايتي برخوردم كه كل پست هام رو تو سايتش كپي-پيست! ميكنه، اونم به اسم خودش و بدون ذكر منبع. حتي پست قبل رو و آدرس روزنامه خراسان رو!
اينجاست كه ميگن: «چيست ياران طريقت بعد ازين تدبير ما؟»
با كمي تاخير
شروع فصل گرما،فصل طرفداران حزب باد مباركـــــــ!
سالهاست متاهل ست اما! دلش براي نامزدي در انتخابات غنج ميرود!
3.كتاب بي محتوا، گورستان كلمات استـــــــــــ ....
يادگار نوشت: در هفته اي كه گذشت يعني پنجشنبه ماضي(92/2/12)،چونان دو سنه ي قبل به نمايشگاه كتاب رفتيم اما!به دل ننشست و نچسبيد چرايش را نفهميديم...احساس كرديم كتابها آنگونه كه بايد باشند نبودند-پرمحتوا و جذاب-!
شايد هم عيب از ما بود...
1. آدم كم حافظه ،حكم فلاپي را دارد
مكررات نوشت:داري با يكي درد دل ميكني طرف به جا گوش كردن و هم دردي ،پاي درددل خودش رو وا ميكنه كه هيچ ربطي هم به حرفات نداره. هي مي ري جلو درد دلت رو ادامه مي دي نكنه حرفهاي پر سوز و گدازت افاقه بكنه اما مخاطبت همينجور تن خود سر ميده و حرف خودش رو ميزنه!اون حرف خودش رو ميزنه تو هم حرف خودت رو...!
ابشاا... هميشه شاد باشيد ولي:
2حتي نابينا هم ميتواند غم ببيند...!
مجري،آشپزيست كه تا برنامه را گرم نكند كسي ميلش نمي كشد...
1. بوسه اي كه خودش را خيس كند، هيچكس تحويلش نمي گيرد!
تنبه نوشت: مواظب بوسه هايي كه بي اختياري! دارند اونم از نوع آبدارش ،باشيد:)
تبريك نوشت: سال نو شد، طبيعت نو شد، همه بيدار شدند...ما هم قراره دوباره با يه تلنگر جوندارتر بيدار بشيم...خوشمون باشه
عجب نوشت: شماره اين پست با سال جديد همقران شد ...!
1.
2.
3.باغبان دسته گلهايش را، آب مي دهد ، گلفروش به باد...!
تقديم نوشت:در اين هفته هاي بي آبي، چند كاريكلماتور آبي و نه آبكي!!! پيشكش شما...
زبان شناس، با كلاهي كه سر الف* گذاشت ،اعتبارفرهنگي اش را زير سوال برد!
* الف: آ
1-كاركشته ،عامل اصلي كمبود شغل معرفي شد!
باور كن:
تو تنها تكي هستي كه مردودي ات را مجاز نميدانم!
قرار نداشت اما، سر قرار حاضر بود!
بعضيها با وجود بيكار بودن،چشمشان حسابي كار ميكند!!!:)
روزگار، مردانگي اش را فقط به ابليس نشان مي دهد...!
توجيه نوشت:در ديد و نگاه دوستان نيستم ولي ظاهرا اين پست خوشايند طبعتون نيست...
من بي وفايي دنيا و دل نبستن بهش مقصودم بود.
شايد هم تند رفتم ...!نميدونم
وقتي همه جا احاديث و آياتي مبني بر دون بودن دنيا و دل نبستن بهش هست... خوب گاهي اين فريفتگي، بني بشر رو به سمت نبايدها سوق ميده غير اين هست؟
بعد اينكه كاريكلماتور هم همه چيز رو پررنگتر و داغتر از اصلش نشون ميده
ممنون از نقد دوستان و نقدها و توجيهات بعدي
خوشبحال مايه داري كه،گوشش هم به كسي بدهكار نيست!
توضيح نوشت:البته بنده اصلا و ابدا تاييد نميكنم اين حركت ناشايست رو...
1
تنگ گرفته است مرا اين دلِ تنگم
آغوشش رهايم نميكند...
من اما
رهايي ميخواهم
اين روزها گاهي
اسير نفسهاي بينفسم...
....................
2
بالاخره يكي بايد كوتاه بيايد
درد كه تمامي ندارد
پس !
تــو! تمامــــــــ شو.
1
دستهايم خاليست
آنقدر كه
ذره اي حوصله هم ندارم!
................
2
سرم پر از فكر ست
به گمانم انديشه!
فكر روي فكر
فكر پشت فكر
اما
مدام به من طعنه ميزنند:
”بي فكر...!“
...............
3
از تو چه پنهان
مدتهاست به دنبال اعتراضي ميگردم كه وارد باشد
آخر
با اين اعتراضهاي ناوارد و ناشي
كارم پيش نمي رود...!
................
4
اين روزها من و شاگردانم
هر روز
سرو كارمان با ورق و ورق بازيست
اما باور كن
حتي يك بار هم
كسي به ما گير نداد!
تعويض روحيه نوشت:جديدا اينگونه چپ اندر چارها برايمان تداعي ميشود...اگر باب ميلست ادامه دهيم وگرنه بمانيم تا رويه سابق ،پيش بيايد و پيش گيريم؟ منتظر نقدتان هستم
هر چه پیرتر میشوی سه تغییر در زندگیت رخ میدهد: اول اینکه حافظهات را از دست میدهی ... دومی و سومی را هم به یاد نمیآورم!