نخبهنخ میکشید
با آتش درونش
آه
آه
آه را...
نخبهنخ میکشید
با آتش درونش
آه
آه
آه را...
دلشوره هایت را دور بریز
مگذار نمک بپاشند به زخم های شیرین زندگیت...
روزگار، خط و نشانش را روی صورت آدم می کشد!
لرزش دستان پیرمرد، تابستان و زمستان نمی شناخت!
1. گویا پنکه هم به سرگردان بودن ،شهره است...
1. کبریت را که روشن کردم، حسابی سرگرم شد!!!
1. ستاره ی هرزه،به هرکس که به او نگاه میکرد،چشمک میزد!!!
خوشبختانه:)
فردی که خودش را به موش مردگی زده بود ، توسط یک گربه ربوده شد!!!
1. هندوانه در صحنه ی چاقوکشی انسان، رو سفید بیرون آمد!
2. متاسفانه خیاطها همه جیب بُرند...
کرم که زیادی به خودش پیله کند ، پروانه می شود...
همیشه به جذاب بودن آهن ربا با آن قیافه اش! شک داشته ام...:(
درخواست نوشت:با اومدن اولین پنجشنبه ی ماه رجب، ما وهمه رو دعا کنید به آرزوهای بحقمون برسیم...
اللهم بارك لنا في رجب و شعبان و بلغنا شهر رمضاندعا کن مرا/دعای تو خوبست/ دعای تو ...
گردن کج تر از چراغ مطالعه سراغ ندارم!
آسمان، بیشتر وقتها لکه های لباسش را با باران میشوید...
پی نوشت:بسیار خرسندیم که با بازگشت سلامتی سایت پیچک، آهنگ و قالب خودمان روحبخش وبمان شد مجددا:)
به سلامتی، نام تلمبه هم در لیست هواداران، ثبت شد...! :)
1. نگاهش را که دزدید ، سابقه دار شد!
2. گورم را که گم کردم، روی زمین مُـردم!
غم نوشت: ناصر حجازی هم بی بهانه پرکشید و رفت
دلمون گرفت...
90/03/02
کتاب بی محتوا ، گورستان کلمات است!
آه سرد کولر، تنم را می لرزاند!!!
به گمانم خورشید هم تو زرد از آب در آمده!
خورشید همیشه با نزدیک شدن به پایان شیفت کاری اش ، غمگین و دلگیر می شود!
عذر تقصیر نوشت:گر کمی چپ اندر چارها بی محتوا تر شده اند برمن ببخشید ،در فرصت مناسب جبران میشود...
boxeman.blogfa.com
1. خانه تکانی باد،حساب و کتاب ندارد.
2. زبانم سالهاست تک و تنها ، زیر یک سقف زندگی میکند!
5. معشوقه ام را داخل یخچال گذاشتم تا همیشه برایم تازگی داشته باشد:)
عشق را که بین خودشان تقسیم کردند باقیمانده آورد!!!
لطفا بفرمایید که :
اولا حالا با اون مقدار باقیمانده چه بکنند؟!
و ثانیا مشکل از کدوم یکی بوده ؟!
با تشکر مدیریت آمار و برنامه ریزی و حسابرسی عشق :)
پولش که از پارو بالا رفت ،دستان پارو زن را بوسید!
پنجره را میبندم تا خیابان با خیال راحت شلوغ کند...!
تبلیغ نوشت: دوستان ! لطفا بفرمایید یک پیاله خبر داغ دیشلمه هم بنوشید...!!!
باران، با محبت، به صورت نَشُسته ی زمین بوسه زد.
اراجیف بافتن٬ تابستان و زمستان نمی شناسد.
سلام
چه میکنه این سال نود...
به یمن سال تحویل، همه همدیگر را تحـویـــــــل میگیرند![]()
در فصل بهار لپ درختان از بوسه نسیم گل می اندازد.
وقتی خبر آمدن بهار به گوش طبیعت رسید،شیکترین لباسهایش را پوشید.
بهار که می آید فضولی درختان گل می کند.
گل از گلش که شکفت، بوی بهار داد...
پیام زیبای امسال تقدیم به شما
"حافط گشوده ام و چه زیباست فال تو...
حتما قشنگ میشود امسـال حـال تـو ...
بــا آن زبـان فـاخــر و ایـرانـی و اصیــل...
فرخنده باد روز و شب وماه و سـال تو"...
تبریک نوشت: جا دارد اینجا سال گربه را به مخمل خان نیز تبریک بگویم...![]()
فکرش را که خواندم ، از صدایم خوشش آمد!
برای تنفس ، بدنبال هوادار خوب میگردم
دستگاه خودپرداز = ایستگاه
خمیر دندان = بوگیر دهان
فنر= جستنی
موبایل=نسیم (بی سیم)
اتو= ماله برقی
سراب= تر سان
برای نوشتن ، قلمش را در آب انداخت ، شاید روان شود!
گل از گلش که شکفت ٬ بوی بهار داد...
برای اینکه تنش در گور نلرزد، کفن پشمی خرید!
برای مو به مو تعریف کردن داستان، اول آن را شانه زد!
درختان به یمن حضور پاییز بر سر زمین شاباش برگ می ریزند!
در آغاز فصل پاییز برگها هم برای نشستن پای درس درخت،به روی زمین می آیند
با آمدن پاییز ،کلاغان حفاظت از درختان را در دستور کار خود قرار می دهند
فصل پاییز ، درختان، خود را برای خواب در رختخواب زمستان ،آماده می کنند
در پاییز، خورشید خانم ،کم پیدا می شود!
شَـستش کـه خـبردار شـد،بـه حـالت آماده بـاش ایستاد
حوصلـه ام کـه میخواهـد سـر بـرود ،شعلـه ی بـیکاری ام را کم مـیـکنم!
از نـوار راش دوران تـجردش ،یـک فـیلـم تـدویـن شـده به هـمسرش نـشـان داد
بـرای چـشـم چرانـی ،بـه مـرتـع رفـت!
خـوابـش کـه بـرد، مـدال طـلا گـرفـت!
بـهـار کـه مـی آیـد فـضـولـی درختـان ،گـُــل مـی کـنـد
سرش کـه سوت کشیـد ، بـه جرم اختـلال در نظم عمومـی ،جریمه شـد!
وقتی نخ و سوزن بهم رسیدند،از دستانش بخاطر تلاش درجهت این وصلت،قدردانی کرد!
مسافر دنیا که شد فرشتگان بهشتی، به امید باز گشتنش پشت سرش آب پاشیدند!
از سه پرنده ای که شکار کرد ،یک دست چنگال هم نصیبش شد!
گوسفند ، تنها حیوانی است که همه را تحویل می گیرد!
خودکارش ایستاد، اما او! به راهـش ادامه داد...
هر چه پیرتر میشوی سه تغییر در زندگیت رخ میدهد: اول اینکه حافظهات را از دست میدهی ... دومی و سومی را هم به یاد نمیآورم!