دستهای چروکیدۀ زنش را توی دستانش گرفت. نوازششان کرد و گفت: این دستها جوانیشان را به پای من ریختهاند و آنها را بوسید.
زن دستهای چروکیدۀ مرد را در دست گرفت و پرسید: دستهای تو جوانیشان را به پای چه کسی ریختهاند؟
مرد سکوت کرد...
دستهای چروکیدۀ زنش را توی دستانش گرفت. نوازششان کرد و گفت: این دستها جوانیشان را به پای من ریختهاند و آنها را بوسید.
زن دستهای چروکیدۀ مرد را در دست گرفت و پرسید: دستهای تو جوانیشان را به پای چه کسی ریختهاند؟
مرد سکوت کرد...
هر چه پیرتر میشوی سه تغییر در زندگیت رخ میدهد: اول اینکه حافظهات را از دست میدهی ... دومی و سومی را هم به یاد نمیآورم!