هنوز نتونستم هضم کنم که چطور یک جشنواره استانی، تنها شرکتکنندهٔ بخش فیلمنامهنویسیش من بودم و بدون واسطه اول شدم:))
بهقول همکارا رتبه نمیآوردم سنگینتر بودم.
+
اینم از جشنواره فجرتافجر :)
+
بهشون گفتم حالا هرچی! مهم اینه که به رزومهم اضافه شده. چه کنم خوب؟:)))
+
البته بخشای دیگه شرکتکنندهها به میزان مکفی! بودن که رتبه اول، دوم و سوم هم داشتند، ولی خوب بخش ما اینجوریا شد!
+
به قول مدیرم ، ما جایی نمیگیم، هیچکه ندونه:))
+
بههرحال موضوعی نوشتن، مشکلات خودش رو داره، ولی خوب در این هیچکه نبودن تعجبه.
+
خود ستاد اقامه نماز هم برای گفتن یه تبریک خشکوخالی انگیزه نداشت...
+
اینم از تهموندههای سال ۱۴۰۱ شمس...
هر چه پیرتر میشوی سه تغییر در زندگیت رخ میدهد: اول اینکه حافظهات را از دست میدهی ... دومی و سومی را هم به یاد نمیآورم!