بالأخره بعد از کشوقوسهای فراوان، امروز حکم معاونتم تأیید شد.
امیدوارم عاقبتش خیر باشه و تلاشگر اصلی از کردهش پشیمون نشه.
نه من و نه او...
تابستون، دو هفته مسئولیت خبرگزاری پانای استان رو بهم سپردند، ولی خوب به مرور اون هیجان و اشتیاق اولیه، جاش رو به شک و شاید نشدنها داد و این شد که عطاش رو به لقاش بخشیدم و رفتم وردست جناب مدیر.
البته که هر دو سمت هم پیشنهاد خودش بود.
داستان حواشی معاونت هم باشه برای یه روز دیگه و فراغ بال دیگه...:)
هر چه پیرتر میشوی سه تغییر در زندگیت رخ میدهد: اول اینکه حافظهات را از دست میدهی ... دومی و سومی را هم به یاد نمیآورم!