کلهم اجمعین خوراک این سه چهار روز، خلاصه شده در الویه و پلو و خورشت سبزی.
بس که وقت ندارم.
بس که تنبلم
بس که تا میام هم بجنبم ظهر شده.
جمعه نوشت: دو شوک از ناحیه دو نفر که انتظارش رو نداشتم...
برخی مواقع نمیشه فهمید، آدمها از روی خوبیشونه یا دشمنی یا خرده شیشه شون که برخی کلمات و جملات رو به کار می برند؟!
فاصله ی حساب کردن رو آدمها و پشیمون شدن، به اندازه ی گذر یک فکر و قضاوت هست. کافیه از ذهنت بگذره که فلانی اینجوریه، به طرفه العینی، خلافش رو به یک نحوی به منصه ظهور می رسونه.
ویرایش نوشت: بعضا حوصله روشن کردن لپ تاپ نیست، با گوشی تایپ می کنم. نمیشه قواعد نیم فاصله ها رو اعمال کرد.
عاقلانه نوشت: امیدورام اونقدر تیز و عاقل شده باشم که دیگه اشتباهات گذشته م رو تکرار نکنم! به خودم اعتماد ندارم ذره ای و پشیزییی...
هر چه پیرتر میشوی سه تغییر در زندگیت رخ میدهد: اول اینکه حافظهات را از دست میدهی ... دومی و سومی را هم به یاد نمیآورم!