شد همون حرف اول مهر که به مدیر گفته بودم: قرار به تست باشه باید ماهی یکدفعه به من مشکوک بشید و بگید برو تست بده!
البته که یادش رفته خودش بود که گفت: نه همین یکدفعه رو برو کافیه.
مگه میشه هنوز دوماه نشده دوباره؟!! اونم درحالیکه بی خیال رفتی دوز سومش هم زدی؟!
مگه نه اینکه اگه کرونا هم داشته باشی و واکسن بزنی باید فرش خونه آخرتت رو پهن کنی جلو جلو؟!
باز خدا عمر دکتر بده که به واسطه همکاری در نشریه و دوستی قدیم، حق همکاری رو به جا آورد و گفت فعلا صبر کن و نرو تست بده خودم میگم چکار کنی.
فردا هم صبر می کنیم.« تا سحر چه زاید»....
دوباره مثل سری قبل صدا و گوش و حلق دارن بازی درمیارن...
یکی والدین رو توجیه کنه، وگرنه بابد به تعداد ۳۶ تا شاگرد،۳۶ بار مشکوک به کرونا بشم! راست راست بچه هاشون رو میفرستن و بعدش تقش درمیاد که یا خودشون یا خانواده شون درگیر بودن.
دمشون گرم!
هر چه پیرتر میشوی سه تغییر در زندگیت رخ میدهد: اول اینکه حافظهات را از دست میدهی ... دومی و سومی را هم به یاد نمیآورم!