قلم سرشکسته هیچکجا نتوانست حرفهایش را بزند!
و چند کاریکلماتور قلمی قدیمیتر:
1. قلم به تمام زبانها تسلّط دارد.
2. قلم به ساز همه میرقصد.
3. نویسندهی ماهر، قلم را شستشوی مغزی میدهد.
4. قلم قانونمند فقط روی صفحات خطکشیشده حرکت میکند.
آتشنوشت: حقیقتاً آتیش میباره
به قول شاعر همشهریمون جناب محمد نظری ندوشن:
« بگو کافر به یزد آید در این فصل/ عذاب نار اگر باور ندارد
نوشته بر در دوزخ که جز یزد/ جهنّم شعبهی دیگر ندارد!»
خارش بینینوشت: یکی دو هفتهی اخیر، حول و حوش ساعت دو و نیم، بینی نچندان قلمیم! شروع به خارش میکنه. درست همزمان با ساعت پایان کار اداری! فکر کنم یکسری آدما اوقات بیکاریشون به یاد من میوفتند:)) چند مورد هم ساعت ده و نیم، یازده صبح بود. یه جایی یه خبرایی هست. خدا به خیر گردونه:))
هر چه پیرتر میشوی سه تغییر در زندگیت رخ میدهد: اول اینکه حافظهات را از دست میدهی ... دومی و سومی را هم به یاد نمیآورم!